فرهنگ آریان‌پور

بلاتصدی

#۳۰٬۸۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

void

باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن

۲

vacant

خالى، اشغال نشده، بى متصدى، بلاتصدى، بیکار