فرهنگ آریان‌پور

بلا اثر کردن

#۳۰٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

negate

نفى کردن، خنثى کردن، منفى کردن، بلا اثر کردن

۲

void

باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن