فرهنگ آریان‌پور

بگومگو کردن

#۳۰٬۸۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bandy

رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى

۲

bicker

دعوا و منازعه، پرخاش کردن، ستیزه کردن

۳

debate

بحث، مذاکرات پارلمانى، منازعه، مناظره کردن، مباحثه کردن

۴

quarrel

پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن

۵

expostulate

سرزنش دوستانه کردن، عتاب کردن