فرهنگ آریانپور
بکلی
#۳۰٬۸۰۹
quite
کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً
sheer
صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن
purely
صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه
exactly
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
utterly
مطلقاً، کاملاً، بکلى
throughout
سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى
plumb
ژرف پیما، شاقول عمودى، گلوله سربى راست، به طور عمودى، عمودا، درست، عیناً، لوله کشى کردن، ژرف یابى کردن، عمق پیمودن، عمودى قرار دادن، با شاقول آزمودن، با سرب مهر و موم کردن، شاقولى افتادن، عمود بودن، سرب
absolutely
مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود absolute