فرهنگ آریان‌پور

بکلی

#۳۰٬۸۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

quite

کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً

۲

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن

۳

purely

صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه

۴

exactly

درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است

۵

utterly

مطلقاً، کاملاً، بکلى

۶

throughout

سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى

۷

plumb

ژرف پیما، شاقول عمودى، گلوله سربى راست، به طور عمودى، عمودا، درست، عیناً، لوله کشى کردن، ژرف یابى کردن، عمق پیمودن، عمودى قرار دادن، با شاقول آزمودن، با سرب مهر و موم کردن، شاقولى افتادن، عمود بودن، سرب

۸

absolutely

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود absolute