فرهنگ آریان‌پور

بقیه

#۳۰٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۲

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۳

other

دیگر، غیر، نوع دیگر، متفاوت، دیگرى

۴

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۵

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۶

remainder

باقیمانده، مانده، پس مانده، غیر قابل مصرف، با تخفیف فروختن

۷

difference

تفاضل، فرق، تفاوت، اختلاف، (ریاضى) تفاوت