فرهنگ آریان‌پور

بغل‌ کردن

#۳۰٬۷۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hug

در آغوش گرفتن، بغل کردن، محکم گرفتن

۲

embrace

در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، پذیرفتن، شامل بودن

۳

lock

قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، چفت و بست، مانع، سد متحرک، سد بالابر، چشمه پل، محل پرچ یا اتصال دویاچند ورق فلزى، قفل کردن، بغل گرفتن، راکد گذاردن، قفل شدن، به وسیله قفل بسته و محکم شدن، محبوس شدن