فرهنگ آریان‌پور

اب فرو بردن - در -

#۳۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۲

submers

(submerge =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن

۳

submerge

(submers =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن