فرهنگ آریانپور
بعهده گرفتن
#۳۰٬۶۷۵
assume
فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن
tackle
اسباب، لوازم کار، طناب و قرقره، گلاویز شدن با، نگاه داشتن، از عهده برآمدن، داراى اسباب و لوازم کردن، بعهده گرفتن، افسار کردن
undertake
(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن