بعد
#۳۰٬۵۸۳
next
بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
then
سپس، پس (از آن)، بعد، آنگاه، در آن هنگام، در آن وقت، آنوقتى، متعلق به آن زمان
after
پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود
distance
فاصله، مسافت، دورى، بعد، دور کردن، دور نگاه داشتن، پشت سر گذاشتن
dimension
اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد
subsequent
پس آیند، بعدى، بعد، پسین، لاحق، مابعد، دیرتر، متعاقب
ahead
پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو
later
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
following
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow
perspective
منظر، لحاظ، دید، بینایى، منظره، چشم انداز، مناظر و مرایا، جنبه فکرى، سعه نظر، روشن بینى، مال اندیشى، تجسم شیى، خطور فکر، دیدانداز