فرهنگ آریان‌پور

بصیرت

#۳۰٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

insight

بصیرت، زیرکى، بینش، فراست، چشم باطن، درون بینى

۲

knowledge

بصیرت، اطلاع، دانش، معرفت، وقوف، دانایى، علم، آگاهى

۳

discretion

بصیرت، احتیاط، حزم، نظر، راى، صلاحدید

۴

ken

(past: kenned, kent ; past participle: kenned) ـ نظر، بینش، بصیرت

۵

vision

دید، بینایى، رویا، خیال، تصور، دیدن، یا نشان دادن (در رویا)، منظره، وحى، الهام، بصیرت

۶

foresight

پیش بینى، دور اندیشى، مال اندیشى، بصیرت

۷

intuition

درک مستقیم، انتقال، کشف، دریافت ناگهانى، فراست، بصیرت، بینش، شهود، اشراق

۸

discernment

تشخیص، تمیز، بصیرت، بینایى، دریافت، درک

۹

clairvoyance

روشن بینى، بصیرت

۱۰

dope

پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن

۱۱

judgment

(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى

۱۲

sapience

(wisdom =) ـ عقل، معرفت، دانایى

۱۳

consciousness

هوشیارى، آگاهى، خبر، حس آگاهى