واژههای فارسی←بشقاب ریختن - در -فرهنگ آریانپوربشقاب ریختن - در -#۳۰٬۴۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dishظرف، بشقاب، دورى، سینى، خوراک، غذا، در بشقاب ریختن، مقعر کردنواژههای نزدیک در الفبابشریتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبشغلی وارد کردن - سوگند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبشقابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبشقاب - شبیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبشقاب بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبشقاب بیضیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر