فرهنگ آریان‌پور

بشدت

#۳۰٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

vengeful

کینه توز، با خشونت، بشدت، انتقام جو

۲

sorely

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک sore

۳

acutely

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۴

extremely

بینهایت، خیلى زیاد، حداکثر، درمنتهى الیه، دورترین نقطه، فزونى، مفرط extreme