واژههای فارسی←بسیارگری کردنفرهنگ آریانپوربسیارگری کردن#۳۰٬۳۳۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱overdo(past: overdid ; past participle: overdone) ـ بیش از حد انجام دادن، بحد افراط رساندنواژههای نزدیک در الفبابسیار وسیع و بی - محوطه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیار یابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیاربدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیارخوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیاردانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیارگانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر