فرهنگ آریان‌پور

بسیار کوچک

#۳۰٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tiny

ریز، خرد، کوچولو، بچه کوچولو، بسیار کوچک، (teeny) ریز، ریزه، کوچک، ناچیز

۲

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۳

minuscule

کوچک، خرد، حرف کوچک

۴

fractional

کسرى، کوچک

۵

hairbreadth

به باریکى مو، فاصله خیلى کم، تنگنا

۶

infinitesimal

بینهایت کوچک، بى اندازه خرد mini