فرهنگ آریان‌پور

بسیار سرد

#۳۰٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

gelid

بسیار سرد، یخ کرده، کاملاً سرد و بسته شده icecold

۲

icy

یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک stonecold

۳

arctic

شمالى، وابسته به قطب شمال، سرد، شمالگان

۴

freeze

(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى