فرهنگ آریانپور
بسیار سرد
#۳۰٬۲۸۱
gelid
بسیار سرد، یخ کرده، کاملاً سرد و بسته شده icecold
icy
یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک stonecold
arctic
شمالى، وابسته به قطب شمال، سرد، شمالگان
freeze
(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى