بسیار خوب
#۳۰٬۲۶۰
excellent
عالى، ممتاز، بسیار خوب، شگرف
excellently
عالى، ممتاز، بسیار خوب، شگرف
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
rare
نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته
grand
هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
divine
خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن
finely
به طور عالى یا ظریف یا ریز
capital
حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى
splendid
(splendidly =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق
magnificent
باشکوه، مجلل، عالى