بسی
#۳۰٬۲۱۸
lot
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن
much
زیاد، بسیار، خیلى بزرگ، کاملاً رشد کرده، عالى، عالى مقام، تقریبا، به فراوانى دور، بسى
very
بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً
well
چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب
often
بارها، خیلى اوقات، بسى، کرارا، بکرات، غالب اوقات
adequacy
کفایت، بسى، بسندگى، تکافو، مناسبت، شایستگى
too
زیاد، بیش از حد لزوم، بحد افراط، همچنین، هم، بعلاوه، نیز
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
terribly
ترسناکانه، به طور مخوف، سخت، زیاد