فرهنگ آریانپور
احضار
#۳٬۰۰۷
arraign
احضار نمودن (بمحکمه)، (حقوق) با تنظیم کیفر خواست متهمى را به محاکمه خواندن
invocation
احضار، نیایش
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
repeal
لغو کردن، احضار کردن، احضار، باز گردانى، الغاء، لغو، فسخ
summon
فراخوانى، احضار، فرا خواستن، فراخواندن، احضار قانونى کردن
summons
خواست برگ، احضاریه، احضار، دعوت
citation
ذکر، نقل قول، (حقوق) احضار، احضار به بازپرسى، (علوم نظامى) تقدیر از خدمات، تقدیر رسمى
vocation
کار، شغل، کسب، پیشه، حرفه، صدا، احضار، پیشه اى، حرفه اى، هنرستانى
evocation
(حقوق) احاله به دادگاه بالاتر، احضار، احاله ى پرونده، یادگار حقوق
recall
به یاد آوردن، فراخواندن، معزول کردن