فرهنگ آریان‌پور

احضار

#۳٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

arraign

احضار نمودن (بمحکمه)، (حقوق) با تنظیم کیفر خواست متهمى را به محاکمه خواندن

۲

invocation

احضار، نیایش

۳

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۴

repeal

لغو کردن، احضار کردن، احضار، باز گردانى، الغاء، لغو، فسخ

۵

summon

فراخوانى، احضار، فرا خواستن، فراخواندن، احضار قانونى کردن

۶

summons

خواست برگ، احضاریه، احضار، دعوت

۷

citation

ذکر، نقل قول، (حقوق) احضار، احضار به بازپرسى، (علوم نظامى) تقدیر از خدمات، تقدیر رسمى

۸

vocation

کار، شغل، کسب، پیشه، حرفه، صدا، احضار، پیشه اى، حرفه اى، هنرستانى

۹

evocation

(حقوق) احاله به دادگاه بالاتر، احضار، احاله ى پرونده، یادگار حقوق‌

۱۰

recall

به یاد آوردن، فراخواندن، معزول کردن