فرهنگ آریانپور
بزک کردن
#۲۹٬۷۲۸
wear
(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک
prettify
تاحدى، قشنگ، شکیل، خوش نما، خوب، به طور دلپذیر، قشنگ کردن، آراستن