فرهنگ آریان‌پور

بزرگوار

#۲۹٬۷۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

honorable

ستوده، محترم، شریف، شایان تعریف، پسندیده، بزرگوار، آبرومند، لایق احترام، شرافتمندانه

۲

magnaimous

بلند نطر، بزرگوار، راد

۳

magnanimous

بزرگ طبع، بزرگوار، عالى فطرت، آقا منش، نظر بلندانه

۴

grand

هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى grand largehearted

۵

manly

مردوار، مردانه، جوانمرد

۶

noble

آزاده، اصیل، شریف، نجیب، باشکوه

۷

genteel

آقا منش، اصیل، نجیب، تربیت شده

۸

gracious

توفیق دهنده، فیض بخش، بخشنده، رئوف، مهربان، دلپذیر، زیر دست نواز، خیر خواه، (ک.) خوشایند، مطبوع داراى لطف

۹

laureate

آراسته به برگ غار، (مجازى) جایزه دار، برجسته، ملک الشعراء

۱۰

obliging

آماده خدمت، حاضر خدمات، مهربان، اجبارى، الزامى