واژههای فارسی←بزرگسالفرهنگ آریانپوربزرگسال#۲۹٬۶۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱adultبالغ، بزرگ، کبیر، به حد رشد رسیده grownupواژههای نزدیک در الفبابزاقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاقی - ماده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاقی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزانو - سنگر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزانو رسیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاهومشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر