فرهنگ آریان‌پور

بزرگترین

#۲۹٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

eldest

بزرگترین، سالدارترین، مسن ترین، ارشد

۲

best

(صفت عالى good)، بهترین، نیکوترین، خوبترین، شایسته ترین، پیشترین، بزرگترین، عظیم ترین، برترى جستن، سبقت گرفتن، به بهترین وجه، به نیکوترین روش، بهترین کار (صفت عالى well) ـ

۳

maximum

بیشترین، بیشین، بزرگترین و بالاترین رقم، منتهى درجه، بزرگترین، بالاترین، ماکسیمم، بیشینه، حداکثر

۴

supreme

عالى، اعلى، بزرگترین، منتهى، افضل، انتها

۵

premier

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)