فرهنگ آریانپور
بزرگتر
#۲۹٬۶۶۳
doyen
بزرگتر، ریش سفید، شیخ السفراء
elder
بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا
senior
بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى senior orama _
major
مهاد، بزرگ، عمده، متخصص شدن، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ
headman
رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست
paramount
فائق، حاکم عالیمقام، برتر، بزرگتر، برترین
big
بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده
out
خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99) rama
better
(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد