فرهنگ آریان‌پور

بزرگتر

#۲۹٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

doyen

بزرگتر، ریش سفید، شیخ السفراء

۲

elder

بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا

۳

senior

بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى senior orama _

۴

major

مهاد، بزرگ، عمده، متخصص شدن، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ

۵

headman

رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست

۶

paramount

فائق، حاکم عالیمقام، برتر، بزرگتر، برترین

۷

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۸

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99) rama

۹

better

(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد