فرهنگ آریان‌پور

بزرگ و سنگین

#۲۹٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

burly

تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار burly heavyweight

۲

hulking

لاشه کشتى، کشتى، بدنه کشتى، تنه کشتى، کشتى سنگین و کندرو، با سنگینى و رخوت حرکت کردن، بزرگ به نظر رسیدن