فرهنگ آریانپور
بزرگ شدن
#۲۹٬۶۰۶
grow
(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن
wax
موم، مومى شکل، شمع مومى، رشد کردن، زیاد شدن، (در مورد ماه) رو به بدر رفتن، استحاله یافتن
extend
توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن
enlarge
بزرگ کردن، با تفصیل شرح دادن، توسعه دادن، وسیع کردن، بسط دادن