واژههای فارسی←بزرگ شاخهفرهنگ آریانپوربزرگ شاخه#۲۹٬۶۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱limbعضو، عضو بدن، دست یا پا، بال، شاخه، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرینواژههای نزدیک در الفبابزاقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاقی - ماده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاقی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزانو - سنگر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزانو رسیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبزاهومشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر