فرهنگ آریان‌پور

بزرگ - خیلی -

#۲۹٬۵۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

much

زیاد، بسیار، خیلى بزرگ، کاملاً رشد کرده، عالى، عالى مقام، تقریبا، به فراوانى دور، بسى

۲

whacking

صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن whack

۳

whopping

به طور قاطع شکست دادن، تند حرکت کردن، بتندى افتادن یازدن، شلپ شلپ کردن، پیش افتادن از، ضربه، وزش