فرهنگ آریان‌پور

بزرگ

#۲۹٬۵۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۲

bulky

بزرگ، جسیم

۳

enormous

بزرگ، عظیم، هنگفت

۴

adult

بالغ، بزرگ، کبیر، به حد رشد رسیده

۵

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۶

grand

هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى واژه هاى شامل

۷

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا

۸

dignified

باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر

۹

egregious

فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما

۱۰

extensive

پهناور، وسیع، بزرگ، بسیط، کشیده

۱۱

solemn

رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات عامیانه‌

۱۲

howling

زوزه کشیدن، فریاد زدن، عزادارى کردن superduper

۱۳

thundering

تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن خودمانی‌