فرهنگ آریان‌پور

بزاق جاری شدن

#۲۹٬۴۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

slobber

گل، لجن، آب دهان، بزاق، گلیز، گریه بچگانه، تلفظ کلمات با جارى ساختن آب دهان، آب دهان روان ساختن، بزاق زدن به، دهان را آب انداختن، داراى احساسات بچگانه مثل بچه بوسیدن یا گریستن