واژههای فارسی←بریدن سرتاسرفرهنگ آریانپوربریدن سرتاسر#۲۹٬۳۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱slit(past: slit ; past participle: slit) ـ چاک، شکاف، درز، چاک دادن، شکافتن، دریدنواژههای نزدیک در الفبابریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیایی - هند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر