واژههای فارسی←بریدن سر چیزیفرهنگ آریانپوربریدن سر چیزی#۲۹٬۳۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱cropمحصول، چیدن، گیسو را زدن، سرشاخه زدن، حاصل دادن، چینه دانواژههای نزدیک در الفبابریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیایی - هند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر