واژههای فارسی←بریدن باریکه باریکه بدن و گوشت پختهفرهنگ آریانپوربریدن باریکه باریکه بدن و گوشت پخته#۲۹٬۳۶۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱carveحک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدنواژههای نزدیک در الفبابریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیایی - هند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر