واژههای فارسی←بریدن با داسفرهنگ آریانپوربریدن با داس#۲۹٬۳۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mow(past: mowed ; past participle: mowed, mown) ـ چیدن، علف چیدن، چمن را زدن، توده یونجه یا کاهواژههای نزدیک در الفبابریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیای کبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتانیایی - هند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریتلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر