فرهنگ آریان‌پور

بریدن‌ امتحانی

#۲۹٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن