فرهنگ آریان‌پور

برون مرزی

#۲۹٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

exterritorial

(extraterritorial =) ـ خارج الملکتى، برون مرزى

۲

foreign

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب

۳

strange

ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس

۴

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۵

overseas

آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى

۶

offshore

از جانب ساحل، دور از ساحل، قسمت ساحلى دریا

۷

extraterritorial

واقع درخارج قلمرو داخلى، خارج مملکتى