فرهنگ آریانپور
برون مرزی
#۲۹٬۲۵۶
exterritorial
(extraterritorial =) ـ خارج الملکتى، برون مرزى
foreign
بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب
strange
ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس
external
خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى
overseas
آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى
offshore
از جانب ساحل، دور از ساحل، قسمت ساحلى دریا
extraterritorial
واقع درخارج قلمرو داخلى، خارج مملکتى