فرهنگ آریان‌پور

برون مرز

#۲۹٬۲۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه

۲

overseas

آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى

۳

offshore

از جانب ساحل، دور از ساحل، قسمت ساحلى دریا