فرهنگ آریان‌پور

برون سوی

#۲۹٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۲

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى outwardly

۳

outbound

رهسپار دریا، عازم ناحیه دور دست