فرهنگ آریانپور
برون سوی
#۲۹٬۲۱۰
out
خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)
outward
(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى outwardly
outbound
رهسپار دریا، عازم ناحیه دور دست