واژههای فارسی←برون پراندنفرهنگ آریانپوربرون پراندن#۲۹٬۱۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ejaculateاز دهان بیرون پراندن، دفع کردن، انزال کردن، خروج منىواژههای نزدیک در الفبابربستن - رخت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبربستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبربطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبربط سازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبربط نوازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبربطیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر