فرهنگ آریان‌پور

برون

#۲۹٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

without

برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون

۲

exit

دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش

۳

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۴

ex

بى، بدون، از، در

۵

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۶

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۷

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه exo

۸

extraneous

خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى