فرهنگ آریانپور
برون
#۲۹٬۱۱۹
without
برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون
exit
دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش
outside
بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى
ex
بى، بدون، از، در
out
خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)
extra
زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى
abroad
پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه exo
extraneous
خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى