فرهنگ آریانپور
برومند
#۲۹٬۱۱۳
fecund
بارور، برومند، پرثمر، حاصلخیز، پراثر
fertile
حاصلخیز، پرثمر، بارور، برومند، پربرکت
young
جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا
mature
بحد بلوغ یا رشد رساندن، کامل کردن، بالغ، رشد کردن، کامل، سررسیده شده
healthy
سالم، تندرست
youthful
داراى نیروى شباب، جوان، باطراوت
exuberant
فراوان، پرپشت، فیض بخش، پربرکت