فرهنگ آریان‌پور

برومند

#۲۹٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fecund

بارور، برومند، پرثمر، حاصلخیز، پراثر

۲

fertile

حاصلخیز، پرثمر، بارور، برومند، پربرکت

۳

young

جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا

۴

mature

بحد بلوغ یا رشد رساندن، کامل کردن، بالغ، رشد کردن، کامل، سررسیده شده

۵

healthy

سالم، تندرست

۶

youthful

داراى نیروى شباب، جوان، باطراوت

۷

exuberant

فراوان، پرپشت، فیض بخش، پربرکت