فرهنگ آریان‌پور

برنامه تعیین‌ کردن

#۲۸٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

schedule

فرانما، جدول، صورت، فهرست، برنامه، در برنامه گذاردن، صورت یا فهرستى ضمیمه کردن، برنامه ریزى کردن، برنامه زمانى، زمان بندى کردن