فرهنگ آریان‌پور

احساس سردی‌ کردن

#۲٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس