فرهنگ آریانپور
برملا کردن
#۲۸٬۷۹۲
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
blazon
اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم
expose
بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن
unfold
آشکار کردن، فاش کردن، آشکار شدن، رها کردن، باز کردن، تاه چیزى را گشودن
publish
چاپ کردن، طبع و نشر کردن، منتشر کردن
unearth
از زیرخاک در آوردن، آفتابى کردن، از لانه بیرون کردن، از زیر درآوردن، حفارى کردن