فرهنگ آریان‌پور

برملا کردن

#۲۸٬۷۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۲

blazon

اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم

۳

expose

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن

۴

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن

۵

unfold

آشکار کردن، فاش کردن، آشکار شدن، رها کردن، باز کردن، تاه چیزى را گشودن

۶

publish

چاپ کردن، طبع و نشر کردن، منتشر کردن

۷

unearth

از زیرخاک در آوردن، آفتابى کردن، از لانه بیرون کردن، از زیر درآوردن، حفارى کردن