فرهنگ آریان‌پور

برگشتن

#۲۸٬۷۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

chare

برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى

۲

retroflex

برگشتن، خمیدن، خمیده به عقب، قفا رفتن زبان

۳

recrudesce

برگشتن، عود کردن

۴

hark back

برگشتن، بازگشت، عطف کردن

۵

char

(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال

۶

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن

۷

resile

انعطاف داشتن، برگشتن، به عقب برگشتن، مرتجع شدن

۸

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده واژه هاى شامل

۹

rebound

دوباره به جاى اول برگشتن، حرکت ارتجاعى داشتن، منعکس شدن، پس زدن، برگشتن، جهش کردن، داراى قوه ارتجاعى، واکنش، اعاده

۱۰

remount

دوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن

۱۱

reappear

دوباره نمودار شدن، دوباره نمایان شدن، برگشتن، عود کردن

۱۲

backslide

(past: backslid ; past participle: backslid, backslidden) ـ به وضع بد گذشته برگشتن، به وضع اول برگشتن، (از دین) برگشتن، سیر قهقرایى کردن

۱۳

regurgitate

(پزشکى) برگشتن، برگرداندن، قى کردن

۱۴

come back

بازگشتن، برگشتن

۱۵

put about

(در مورد کشتى) تغییر مسیر دادن، تغییر جهت دادن، برگشتن، پریشان شدن

۱۶

retire

کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن