برگشت
#۲۸٬۶۹۹
reflux
برگشت، جزر، سیر قهقرایى، فروکشى
relapse
برگشت، عود، عودت، مرتد، به حال نخستین برگشتن، عود کردن
reversal
برگشت، واژگونى، نقض، واژگون سازى
refluence
برگشت، فروکش
recurrenge
برگشت، عود، وقوع مکرر
recrudescence
برگشت، عود، ظهور مجدد، برگشتگى، تجدید
regurgitation
برگشت، برگشت خون، استفراع، قى
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
lapse
نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن
return
بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده
revert
برگشتن، رجوع کردن، اعاده دادن، برگشت
regress
پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن
backstroke
ضربه با پشت دست، (در تفنگ) پس زنى، لگدزنى، برگشت، عقب زنى، (شنا) کرال پشت
regression
بسرفت، برگشت، عود، سیر قهقرایى
retrogress
به قهقرا رفتن، پس رفتن، برگشت، ترقى معکوس کردن
repercussion
بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى
retrogression
پس رفت، برگشت، پس روى، حرکت قهقرایى، قفاروى