فرهنگ آریان‌پور

برگزیدن

#۲۸٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

opt

برگزیدن، انتخاب کردن

۲

elect

برگزیدن، انتخاب کردن، برگزیده منتخب

۳

excerpt

برگزیدن و جدا کردن، گلچین کردن، قطعه ى منتخب

۴

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۵

elite

سرآمدن، برگزیدن، نخبه، زبده، گلچین، ممتاز

۶

prefer

ترجیح یافتن یا دادن، برترى دادن، رجحان دادن، برگزیدن، ترجیح دادن

۷

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۸

designate

نامزد کردن، گماشتن، معین کردن، تخصیص دادن، برگزیدن

۹

put up

در ظرف گذاردن، بسته بندى کردن، کنسرو کردن، کنار گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودى به گیسو زدن، علنى ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن

۱۰

pick over

چیدن، برگزیدن

۱۱

cull

گلچین کردن، جمع آورى کردن

۱۲

make

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه واژه هاى شامل

۱۳

choose

(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن

۱۴

appoint

تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن

۱۵

handpick

دست چین کردن

۱۶

constitute

تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن