فرهنگ آریان‌پور

برگزار کردن

#۲۸٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

execute

اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن

۲

observe

رعایت کردن، مراعات کردن، مشاهده کردن، ملاحظه کردن، دیدن، گفتن، برپا داشتن (جشن و غیره)