فرهنگ آریانپور
برگ دادن
#۲۸٬۵۴۴
frondescence
برگ دادن، برگ درآوردن، حالت پربرگى
leaf
برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن
leave
(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت
foliate
برگدار، برگ مانند، ورقه شده، ورقه ورقه شدن، برگ برگ شدن، برگ دادن