فرهنگ آریان‌پور

برگ دادن

#۲۸٬۵۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

frondescence

برگ دادن، برگ درآوردن، حالت پربرگى

۲

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۳

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۴

foliate

برگدار، برگ مانند، ورقه شده، ورقه ورقه شدن، برگ برگ شدن، برگ دادن