فرهنگ آریان‌پور

برکشند کردن

#۲۸٬۴۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن

۲

magnetize

مغناطیسى کردن، کشیدن، شیفتن، آهن ربا کردن