فرهنگ آریانپور
برکشند
#۲۸٬۴۷۱
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
high tide
حد اعلى، حد اعلاى مد دریا، اوج، (ک.) روز سرور و شادى، روز جشن
flood tide
مد